39
اول/ اینکه ممکن است پیش بیاید که دفعه اولی که فردی را میبینید تصور خوبی از او در ذهنتان نقش نبندد اما بعدترها که بیشتر دمخورش شدید خواهید دید که با تصور اولیهتان چقدر فاصله دارد، متاسفانه استاد راهنمای گرامی من از این دسته آدمها نیست، از همان اولین برخوردش به نوعی خوشم نیامد و هرچه بیشتر هم میگذرد این حس تقویت میشود، به نفعم است که بعدتر نظرم عوض شود، چرا که فکر کنم یک سالی با هم کار داریم، ولی فعلا که نشده.
دوم/ اینکه همیشه اینطوری است که وقتهایی که کلی کار و گرفتاری سرم ریخته و باید کار خاصی را در وقت کمی انجام بدهم و خوب هم میدانم که باید دست به کار شوم و بیشتر از این تنبلی نکنم درست برعکس به نظر میرسد بیحال و حوصله میشوم، کرخت میشوم، دست و دلم به انجام هیچ کاری نمیرود و فقط مینشینم و به تندتند حرکت کردن عقربههای ساعت و تا خوردن پشت سر هم برگهای تقویم بد وبیراه میگویم.




